
پشتیبانی:09158309165


در آخر صفحه مهر اسمی وجود دارد همچنان مثل گلوله ای سرگردان در خیابانها جولان میدهم. و بیروت به هنگام غروب، یک کولی است که با آواز پر هیاهوی افسارگسیخته ای به جنگ ملال میرود، و من چشمۀ کوچکی در این دریای هیاهو هستم که حس میکنم با عابران هم آواز میشوم، با موج گذرایشان می آمیزم، در صدای بوق ماشینهایی که به سرعت عبور میکنند منفجر می شوم، با فریادی که گلویم را پاره کرده و سکوت را میدرد…